وبلاگ

وقتی دنیا دیگه ما رو مبهوت نمی‌کند

  • 1405-05-25

نقطه‌ی مقابل حواس‌پرتی، تمرکز نیست؛ شگفتی‌ست

این مقاله یه چیزی رو زیر سؤال می‌بره که همه‌مون بهش عادت کردیم فکر کنیم: اینکه راه‌حل حواس‌پرتی، تمرکزه. نویسنده که خودش تراپیسته می‌گه نه، این‌جوری نیست؛ تمرکز فقط یعنی توجهت باریک شده، ولی خب آدم می‌تونه با همون تمرکز غرق یه اکسل بشه، یا غرق یه دلخوری قدیمی، یا حتی توی اسکرول بی‌پایان گوشی - هیچ‌کدوم این‌ها واقعاً حس بهتری بهمون نمی‌ده، فقط توجه‌مون رو یه‌جا میخکوب می‌کنه. از تجربه‌ی کارش با آدم‌هایی که ADHD یا اضطراب یا افسردگی یا فرسودگی شغلی دارن می‌گه که حواس‌پرتی خیلی وقت‌ها فقط یه علامته - علامت یه درد عمیق‌تر، نه صرفاً ضعف در تمرکز؛ و یه جمله‌ی قشنگ داره: «عملکرد بالاتر، همیشه یعنی حال بهتر نیست

بعد میره سراغ این‌که چطور زندگی مدرن ما رو عادت داده به یه جور تماس سطحی و ناقص با همه‌چیز: قدم‌هامون رو می‌شمریم، کالری‌هامون رو حساب می‌کنیم، حتی غروب آفتاب رو تبدیل می‌کنیم به یه پست اینستاگرام، و بدنمون شده یه مشت آمار و رقم. حتی اپلیکیشن نصب می‌کنیم که جلوی اپلیکیشن‌های دیگه رو بگیره - که خب خودش یه‌جور طنز تلخه. نویسنده می‌گه اگه بپذیریم راه‌حل حواس‌پرتی همون «تمرکز»ه، در واقع داریم توی همون منطق ماشینی گیر می‌افتیم که از اول خسته‌مون کرده.

و اینجاست که میاد سراغ حرف اصلیش: می‌گه نقطه‌ی مقابل واقعی حواس‌پرتی نه تمرکزه، بلکه یه چیزیه که خودش بهش می‌گه «reverence» - یه جور شگفتی و احترام عمیق؛ کلمه‌ای که ریشه‌ش لاتینه و معناش چیزی شبیه «مبهوت‌شدن» یا «به‌احترام ایستادن»ه. فرقش با تمرکز اینه که تمرکز رو خودمون «انجام» می‌دیم، ولی شگفتی چیزیه که ما رو متوقف می‌کنه - خودش میاد سراغمون. جالبه که پژوهش هم پشت این حرف هست: آدم‌هایی که حس شگفتی رو تجربه کرده بودن، حس می‌کردن زمان بیشتری دارن، کمتر بی‌طاقت بودن، و راحت‌تر وقتشون رو به دیگران می‌دادن؛ یه پژوهش دیگه هم نشون داده صرف حضور گوشی موبایل روی میز، حتی بدون استفاده، کیفیت گفتگوی رودررو رو پایین میاره.

در آخر می‌گه حواس‌پرتی بیشتر از اینکه مشکل نظم و انضباط باشه، یه بحران فرهنگیه توی صمیمیت. و نکته‌ی قشنگش اینه: پیشوند «re» توی reverence یعنی «بازگشت» - یعنی حالت اصلی و طبیعی ما همینه، شگفت‌زده بودن و ارتباط عمیق داشتن با دنیا. حواس‌پرتی فقط چیزیه که ما رو از این حالت طبیعی دور می‌کنه. پس شگفتی یه مهارت جدید نیست که باید یادش بگیریم، بلکه فقط اجازه‌ست - اجازه برای برگشتن به همون کنجکاوی عمیقی که همیشه توی وجودمون بوده.

 Translation and summary by

Forsat clinic Team

نظرات :
نظرتان را بنویسید :